سیاست‌نامه فرهنگی

نقش حاکمیت در فرهنگ

۰۳ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۰ کد : ۶۸۷ سیاست‌نامه‌های فرهنگی
تعداد بازدید:۲۰۷۰
نقش حاکمیت در فرهنگ

مهمترین حوزه‌های فرهنگی در جهان عبارتند از: «ورزش و تفریحات، گردشگری، هنرهای تجسمی، صنایع دستی، صوتی وتصویری، رسانه‌های تعاملی، کتاب و مطبوعات، میراث فرهنگی و تاریخی، مراسم‌ها و آیین ها. این طبقه بندی‌ها عمدتاً توسط سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، با هدف جمع آوری آمار و اطلاعات از کشورهای عضو و جهت ایجاد نوعی هم زبانی و استاندارد نمودن فعالیتهای فرهنگی صورت گرفته است.» (یونسکو، ۲۰۰۹) به طور کلی می‌توان گفت که برای تغییر در رفتار عمومی ملت، باید از تغییر در حوزه‌های فرهنگی آغاز کرد، زیرا حوزه‌های فرهنگی، زیربنای حرکت‌ها و فعالیت‌های فرهنگی جامعه به شمار می‌آیند.

 

حوزه‌های فرهنگی در ایران

حوزه‌های فرهنگی ایران عموماً با حوز‌های فرهنگی که توسط سازمان یونسکو مشخص شده، اشتراک دارد. حوزه‌های فرهنگی ایران شامل مواردی می‌گردد که خاص فرهنگ ایرانی- اسلامی بوده و طبیعی است که ذیل معیارهای جهانی قرار نگرفته و اگر اشاره‌ای نیز به آنها شده است تحت حوزه‌های دیگر بوده است. شاخص ترین این حوزه‌ها عبارتند از:

الف: خانواده

ب: دین

ج: گردشگری

د: میراث فرهنگی و تاریخی

ذ: صنایع دستی

و: ادبیات

ه: هنر (هنرهای تجسمی، رادیو- تلویزیون)

ی: کتاب و مطبوعات

 

نقش حاکمیت در فرهنگ

  1. سیاست گذاری فرهنگی: امروزه سیاستگذاری فرهنگی برای هرکشوری جز عناصر مهم توسعه پایدار ملی قلمداد می شود. برای بقا و پویایی یک نظام سیاسی واجتماعی توجه به مقوله مهم سیاستگذاری فرهنگی در تحولات اجتماعی برای دولتها از اهمیت ویژه برخوردار است. «سیاست گذاری فرهنگی به اراده دولت در ایجاد یا تحکیم و یا تغییر مقررات و تنظیمات در عرصه فرهنگ معطوف است. چنین اراده‌ای مطابق تعریف سیاست گذاری، می‌تواند ایجابی یا سلبی باشد.» (وحید ،۱۳۸۶: ۲۸۸)
  2. برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی: «برنامه ریزی فرهنگی با مجموعه‌ای از وظایف و رشته‌های علمی، در حوز‌های جغرافیای انسانی، طراحی شهری، سیاست گذاری‌های اجتماعی، مدیریت عمومی و نظریه سازمان در پیوند است. برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی در یک تقسیم بندی شامل ۴ گونه برنامه ریزی آرمانگرایان، واقع بینانه، راهبردی و توسعه گرا می‌باشد.» (فیضی ،۱۳۹۶)
  3. توسعه فرهنگی: رویکرد جدید توسعه، اساساً توسعه مناسب را توسعه ای ماهیتاً فرهنگی می‌داند. به عبارت دیگر، «برای اینکه توسعه واقعی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جامعهای تحقق بپذیرد باید اساس آن فرهنگی باشد، نه اینکه مثلاً توسعه اقتصادی با بعد فرهنگی باشد. این رویکرد با پذیرش پیش فرضهای چرخش فرهنگی و پساساختارگرایی امکان پذیر است. در این رویکرد همه ابعاد جامعه فرهنگی دیده می‌شود، و هیچ نقطه ای از جامعه اعم از اقتصادی و اجتماعی خارج از مقوله فرهنگ قرار نمی‌گیرد.» (پناهی ،۱۳۹۳: ۱۱) در نتیجه توسعه فرهنگی به این معنی است که توسعه باید فرهنگی باشد و ماهیت فرهنگی نیز داشته و یا توسعه مبتنی بر فرهنگ باشد.
  4. آموزش فرهنگی

رویکرد فرهنگی به آموزش، رهیافتی تازه برای ترویج گفتمان انتقادی در علوم تربیتی به ویژه روش‌های آموزش و یادگیری، مطالعات برنامه درسی و پژوهش‌های نظری و عملی این حوزه از دانش بشری است. «این رویکرد با ارائه چارچوب نظری برای تبین فهم فرهنگی آموزش، یادگیری و برنامه درسی به ترویج عینی انگاره "آموزش به مثابه فرهنگ" می‌پردازد. این اثر کوششی اثربخش در این زمینه است و تلاش می‌کند درک عمیقی از تفاوت‌های فرهنگی "آموزش و یادگیری" در ژاپن و آمریکا ارائه دهد.») سرکار آرانی، ۱۳۸۹) ‌‌‌

  1. تاریخ فرهنگی [۱]

تاریخ فرهنگی ترکیبی از رویکردهای انسان شناسی و تاریخ است که به سنت‌های فرهنگی و تفسیر‌های فرهنگی تجربه‌های تاریخی توجه می‌کند. تاریخ فرهنگی یکی از گفتمان‌ها و شاخه‌های پر رونقی است که از دهه ۱۹۷۰ به بعد گسترش یافته است، اما در ایران هنوز چندان شناخته شده نیست و مطالعات این حوزه بسیار اندک است.«تاریخ فرهنگی صرفاً مطالعه فرهنگ گذشتگان نیست و جایگزین مراسم‌های گذشته مردم نبوده بلکه به عنوان رویکرد شناخته شده مبتنی بربه درک تاریخی است.» (برک، ۲۰۰۴: ۱۲۹)

  1. خلاقیت و کار آفرینی فرهنگی

موضوع کارآفرینی همواره با خلاقیت و نوآوری عجین بوده است. «خلاقیت و کار آفرینی چنان لازم و ملزوم یکدیگرند که می‌توان گفت کارآفرینی بدون خلاقیت و نوآوری حاصلی ندارد. مفهوم خلاقیت به عنوان نیرویی پویا در مطالعات روانشناسی، جامعه شناسی و نظریه پردازان فرهنگی و هنری مطرح است.» (دراکر ،۱۳۹۲) دولتها با حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و هنری می‌توانند با به کارگیری خلاقیت و فراهم نمودن زمینه‌های محیطی مناسب کمک نمایند.

  1. مطالعات فرهنگی [۲]

«مطالعات فرهنگی شاخه‌ای از نظریه انتقادی [۳] است. مرز دقیقی برای این حوزه نمی‌توان مشخص کرد، زیرا تنوع در آن بسیار است. این رشته به بررسی مطالب در فرهنگ عامه می‌پردازد… تامل در مدرنیته‌ی ایرانی از خلال زندگی روزمره دریچه دیگری است که مطالعات فرهنگی در ایران می‌تواند به آن توجه کند. خصوصاً در مطالعات غیر متن محور این مفهوم می‌تواند افق جدیدی پیش روی محققان بگشاید. (کاظمی ،۱۳۸۷)

  1. مسئله شناسی فرهنگی

از آنجا که هر پدیده، مسئله و آسیب فرهنگی و اجتماعی، تک‌علتی نیست و متأثر از عوامل دیگر می‌باشد؛ بنابراین نمی‌توان این موارد را به طور مطلق خاص یک حوزه مشخص دانست و آن را درحیطه فعالیت یک خرده نظام جای داد.«مسئله شناسی فرهنگی در گرو شناسایی دقیق مفهوم مسئله فرهنگی و ابعاد آن است. مسئله فرهنگی باید خاستگاه و مشروعیت اجتماعی داشته باشد. راه حل‌هایی مانند مطالعه عقاید، نگرشها و ایده های اعضای جامعه نسبت به موضوعات اجتماعی … و رصد وضعیتهای نامطلوب و ناخوشایند ازمنظر تصمیم گیرندگان جامعه پیشنهاد می‌کند.» (حبیبی، عیوضی و معظمی گودرزی ،۱۳۹۶: ۵۲۶)

  1. حفاظت از آثار فرهنگی

امروزه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دولتها در جهان حفاظت از آثار فرهنگی و حفظ ایمنی گردشگران و بازدیدکنندگان در محوطه‌‌های فرهنگی و تاریخی است. آثار تاریخی ارزشمند و مواریث فرهنگی متعلق به یک ملت است و نمی‌توان با استناد به موضوعات روزمره، مردم یک شهر را از عواید حاصل از این آثار محروم کرد. مطابق ماده ۱ قانون راجع به حفظ آثار ملی مصوب ۱۲ آبان ۱۳۹۰، تمام آثار صنعتی و ابنیه و اماکنی را که تا اختتام دوره زندیه در مملکت ایران احداث شده، اعم از منقول و غیر منقول، با رعایت ماده ۳ این قانون می‌توان جزو آثار ملی ایران محسوب داشت و تحت حفاظت و نظارت دولت است و در ماده ۵ همین قانون آمده است که اشخاصی که مالک یا متصرف مالی باشند می‌توانند حق مالکیت یا تصرف خود را حفظ کنند؛ اما نباید دولت را از اقداماتی که برای حفاظت از آثار ملی لازم می‌داند، منع کنند.

 

سیاستگذاری فرهنگی [۴]

سیاستگذاری فرهنگی به طور عام بر ارزش‌ها و اصولی که موجودات اجتماعی را در مسائل فرهنگی هدایت و راهنمایی می‌کند، اطلاق می‌شود. به طور، معمول سیاست‌ها پیچیده‌تر هستند و حاصل جمع ارزش‌ها ومعیارهای تصمیم‌گیری یک سازمان می‌باشد. سیاست‌های فرهنگی هر چند اغلب توسط دولت‌ها و از پای تخته‌سیاه‌های مدارس تا درون ساختمان‌های مجالس قانونگذاری وقوه مجریه تعیین می‌شود، اما تعداد بسیار زیادی ازموسسه‌های دیگر در بخش خصوصی همچون شرکت‌ها و سازمان های‌اجتماعی نیز در این امر دخیل هستند. سیاست‌های فرهنگی‌اصول راهنما برای کسانی که تصمیمات و اقدامات آنها برزندگی فرهنگی تاثیرگذاراست، فراهم می‌کند. یکی از مسؤولیت های اساسی مدیریت فرهنگی در سطح ملی، پیشبرد توسعه فرهنگی است. مدیریتهای فرهنگی در مسیر دستیابی به اهداف توسعه فرهنگی ناگزیر به استفاده از روش ها، تکنیکها و ابزارهایی هستند که سیاست گذاری فرهنگی، در اولویتِ نخست و از مهم ترینِ آنهاست. امروزه مدیریت فرهنگی بدون توجه به سیاست های فرهنگی سایر کشورها و میزان تاثیر آن بر فرهنگ بومی و نادیده انگاشتن شرایط محیطی رویکردی استراتژیک نبوده و هرگز نمی توان از این طریق به اهداف غایی فرهنگی دسترسی پیدا کرد. «سیاست گذاری فرهنگی در سال ۱۹۶۰ در یونسکو مطرح شده و توسعه یافت. سیاست گذاری فرهنگی شامل نهادهای فرهنگی دولتی و غیر دولتی مانند مانند گالری ها، موزه ها، کتابخانه ها، اپرا‌ها و غیره می‌شود که ترویج و تسهیل تنوع فرهنگی در طیف وسیعی از اشکال هنری و فعالیت‌ها فرهنگی را برعهده دارند. سیاست‌های فرهنگی عموماً به بهبود دسترسی به هنر و فعالیت‌های خلاقانه به شهروندان و ترویج عقاید هنری، موسیقی، قومی، جامعه شناختی، ادبی و سایر عقاید مردم در یک کشور می‌پردازند.» ( Webster's World of Cultural Democracy : ۲۰۰۱)

سیاست فرهنگی را می‌توان در سطح ملی، منطقه‌ای و محلی اجرا کرد. «سیاست گذاری فرهنگی در مجموع ارزش‌ها و اصولی است که هر نهاد اجتماعی را در امور فرهنگی هدایت می‌کند. اغلب سیاست‌ها پیچیده تر بوده و در پی جمع آوری ارزش های سازمان و معیارهای تصمیم گیری در حوزه فرهنگ هستند.

آگوستین ژرار [۵] پژوهشگر ارشد دپارتمان مطالعات و پژوهشهای وزارت فرهنگ فرانسه سیاست گذاری فرهنگی را در کتاب «توسعه فرهنگی: تجارب و سیاست گذاریها [۶]»، سیاستگذاری فرهنگی را اینگونه تعریف می‌کند: «سیاست گذاری، سامانه‌ای از اهداف نهایی و ابزارهای عملی است که توسط یک گروه دنبال شده و توسط یک مقام ارشد دولتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سیاست گذاری فرهنگی را می‌توان در یک اتحادیه تجاری، یک حزب، یک حرکت آموزشی در نهاد، شرکت، شهر یا دولت تشخیص داد.. سیاست گذاری فرهنگی شامل اهداف نهایی (بلند مدت)، اهداف (متوسط و قابل سنجش) و ابزار (نیروی انسانی، پول و قوانین) است که در یک نظام کاملاً یکپارچه ترکیب شده است.» (ژرار،: ۱۹۷۲ ۱۷۱-۱۷۲)

امروزه اکثر سیاست گذاران فرهنگی تغییری را ایجاد نمی‌کنند که در پی آن، فرهنگ به طور کامل به آگاهی آنها تبدیل شود. «هنگامی که مقامهای دولتی در دنیای صنعتی، سیاست‌های فرهنگی را تعریف می‌کنند، به طور کلی خود را با محدودیتهای متداول فرهنگی در رسانه‌ها و ارتباطات، هنر، آموزش و پرورش و در برخی کشورها ورزش همراه می‌کنند.کمک‌های مالی به هنرمندان و مؤسسات، رویکردهای مشترک، برنامه‌های اشتغال عمومی خدمات، ساخت و نگهداری امکانات فرهنگی، تشویق و تأمین هزینه‌های تاریخی برنامه‌هایی است که دولتها به عنوان متولیات عرصه سیاستگذاری فرهنگی اجرا می‌نمایند. تنظیم، محافظت، تشویق و حمایتهای مالی (و از فعالیت‌های فرهنگی مانند نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، ادبیات و فیلم سازی، زبان، میراث فرهنگی و تاریخی است.» ( Webster's World of Cultural Democracy : ۲۰۰۱)

«یک فرهنگ شناس ممکن است سیاست فرهنگی را مجموعه پیچیده ای از فعالیت های گوناگون بداند که بگونه ای ارگانیک و نظام مند و در یک ساختار پیچیده با هم در ارتباطند. (همایون و جعفری هفتخوانی به نقل از پهلوان ،۱۳۸۲: ۲۸۷) اما از دیدگاه علم سیاست گذاری، سیاست فرهنگی مقوله ای است دارای اهمیت راهبردی که بر کلیه زمینه های توسعه پایدار تأثیر می گذارد و در واقع بخش اساسی هر نوع سیاست گذاری برای توسعه پایدار است. (همایون و جعفری هفتخوانی به نقل از اشتریان، ۱۳۸۷: ۱۰)

توجه به این موضوع اساسی و مهم است که «سیاست گذاری فرهنگی هدف عامِ تاثیرگذاری در حوزه فرهنگ و توسعه فرهنگی را دنبال می کند. سالهاست که سیاستگذاران به این امر اذعان دارند که تحولات در شاخص های کلان اجتماعی نظیر شاخص های جمعیتی، شاخص های مشارکت اجتماعی- سیاسی، شاخص های رفاه اجتماعی و مقولات دیگری چون آموزش، بهداشت وآسیب های اجتماعی همگی از سیاست گذاری فرهنگی تاثیر می پذیرند. (همایون وجعفری هفتخوانی ،۱۳۸۷ ۱۴:)

از سوی دیگر «از آنجا که سیاست گذاری فرهنگی بخشی از سیاست گذاری کلانِ ملّی است لذا همانند آن می تواند از دو سطحِ مکمل برخوردار باشد. سطح نخست یا کلان نگر که به منظور هماهنگی و برقراری پیوند و ارتباط بین بخش های گوناگون فعالیت های فرهنگی (نظیر میراث فرهنگی، آموزش و هنر) و سیاست های سایر حوزه‌ها (نظیر آموزش، ارتباطات، علوم، فناوری و محیط زیست) تدوین می گردد و در واقع سیاست گذاری برای توسعه عمومی جامعه است. سطح دوم نیز که سیاست گذاری فرهنگی خٌردنگر نامیده می شود مرتبط با فرهنگ به معنای خاص آن است و ماهیت بخشی دارد و با بخشهایی نظیر ارتباطات و گردشگری در ارتباط است. آنچه که تاکید بر آن لازم به نظر می رسد این است که در هر جامعه هر دو سطح از سیاست گذاری فرهنگی کلان نگر و خردنگر- لازم و ملزوم و در واقع مکمل یکدیگرند. (همان: ۱۷)

«اجلالی سیاستگذاری فرهنگی را در تطابق با روش جامعه اطلاعاتی برنامه‌ریزی راهبردی در قالب مدلی دوسویه مطرح می‌نماید که در ادامه تعریف سیاستگذاری فرهنگی می توان به آن اشاره نمود:»

تبیین سیاستگذاری فرهنگی در تطابق با برنامه ریزی راهبردی

(همان، به نقل از اجلالی ،۱۳۸۷: ۱۶-۱۵)

«براساس این رابطه می بایست در سیاست گذاری فرهنگی به موارد زیر توجه کرد:

  1. شناسایی هدف های کلان نظام و شناسایی و تحلیل طرح‌ها و اقدامهای اجرایی.
  2. مفهوم مخاطب فرهنگی و گوناگونی آن در جامعه و به عبارتی نیازها و اهداف متفاوت مخاطبان.
  3. شناسایی خصوصیات فرهنگی، توانایی‌های فکری و مادی جامعه و گونه‌های مختلف تمایلات.
  4. مفهوم هویت فرهنگی با تعریفِ خصوصیات رفتاری تقریباً همگن در یک جامعه که در شیوه زندگی، نظام‌های ارزشی، روابط اجتماعی و تولید فکری بروز می یابد.
  5. توجه به مسائل و موضوعات تخصصی فرهنگی درکنار بررسی ارتباط فرهنگ با حوزه های خویشاوند نظیرآموزش، اطلاع رسانی (کتاب) و رسانه‌های جمعی (مطبوعات و صداوسیما)، محیط زیست و کیفیت زندگی؛ درعین لزوم تفکیک مسئولیت‌ها و وظایف.» (همان، به نقل از پهلوان، ۱۳۸۷: ۱۶-۱۷)

«با این نگاه به سیاست گذاری فرهنگی و رابطه آن با برنامه ریزی است که می توان به اتکای منابع و میراث فرهنگی گذشته، از آینده سخن گفت و برای ساختنِ آن امید داشت زیرا سیاست گذاری فرهنگ نه فقط سیاست گذاری برای امروز، بلکه سیاست گذاری برای پیوند میراث فرهنگی با فرهنگ فرداست.» (همان: ۱۷)

از سوی دیگر باید توجه کنیم کشورهای مختلف برای تدوین سیاست فرهنگی ملی خود راهبردهای متنوعی را متناسب با دیدگاههای سیاسی و وضعیت اجتماعی خود مدنظر قرار می دهندکه بطور اجمالی عبارت اند از:

«۱) راهبرد نخبه گرا (سنتی): که بر نقش هویت ملی از طریق حفظ و حراست میراث فرهنگی و احیای گذشته تاریخی در راستای تقویت غرور ملی تأکید دارد فرهنگ در این راهبرد امری "زیبا شناختی" آیند.

۲) راهبرد توسعه ای: دستاورد مکتب مطالعات فرهنگی با دغدغه پیوند بین فرهنگ وتوسعه است که محورهایی چون همگانی کردن فرهنگ با پی ریزی مبانی فرهنگی برای سیاستهای اقتصادی با توسعه متوازن بخش فرهنگی با سایر بخشها و توجه به افزایش تولیدات فرهنگی را مدنظر داشته است.

۳) راهبرد کثرت گرا: برخود فرهنگ، مستقل از نقش آن در توسعه و محورهایی چون تکثر و تنوع فرهنگی، حقوق فرهنگی، تأکید بر فرد به جای جامعه، تأکید برگروه های ویژه در معرض سلطه فرهنگی نظیر زنان و اقلیتهای قومی و دینی و جهان گرایی متمرکز شده است.» (اصلان زاده به نقل از بهادری، ۱۳۹۴: ۸۷)

در نتیجه با توجه به مباحث مذکور، سیاست گذاری فرهنگی عبارت است از «تعیین خط مشی‌ها و راهبردهای کلان فرهنگی برای رسیدن به اهداف چهارگانه توسعه فرهنگی یعنی همکاری های فرهنگی؛ مشارکت فرهنگی؛ میراث فرهنگی و هویت فرهنگی که یونسکو نخستین بار با ارائه مفهوم توسعه فرهنگی آن را مطرح نمود.» (همان،؛ به نقل از حسین لی، ۱۳۸۷: ۲)

 

منابع فارسی

  • جعفری تبریزی، محمد تقی، ۱۳۹۵، فرهنگ پیرو فرهنگ پیشرو، نشر مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران.
  • مطهری، مرتضی، ۱۳۸۸، نقدی بر مارکسیسم، انتشارات صدرا، تهران.
  • مصباح یزدی، محمد تقی، ۱۳۸۹، مشکات هدایت، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم.
  • رشاد، علی اکبر، زمستان ۱۳۸۹ و بهار ۱۳۹۰، درباره فلسفه فرهنگ، مجله راهبرد فرهنگ، شماره دوازدهم، تهران.
  • آشوری، داریوش، ۱۳۹۶، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، نشر آگاه، تهران.
  • معینی، جهانگیر ،۱۳۷۴، نظریه و فرهنگ، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بین‌المللی، تهران.
  • پهلوان، چنگیز، ۱۳۷۸/۱۳۸۲، فرهنگ شناسی (گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن)، نشر پیام امروز / قطره، تهران.
  • صالحی امیری، سید رضا، ۱۳۸۸، مفاهیم و نظریه های فرهنگی، انتشارات ققنوس، تهران.
  • وحید، مجید، ۱۳۸۶، بحثی در سیاست گذاری فرهنگی، فصلنامه سیاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دوره ۳۷، شماره ۳، تهران.
  • فیضی، طاهره، ۱۳۹۶، مبانی سازمان و مدیریت، نشر دانشگاه پیام نور، تهران.
  • پناهی، محمد حسین، بهار ۱۳۹۳، توسعه فرهنگی ضرورت توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، فصلنامه برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، شماره ۲۲، تهران.
  • سرکارآرانی، محمدرضا، ۱۳۸۹، فرهنگ وآموزش، انتشارت مدرسه، تهران.
  • کاظمی، عباس ،۱۳۸۷، مطالعات فرهنگی، مصرف فرهنگی و زندگی روزمره در ایران، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران.
  • حبیبی، یدالله؛ عیوضی، یاور؛ معظمی گودرزی، ابراهیم، مسئله فرهنگی و مسئله شناسی فرهنگی ایران (در دیدگاه نخبگان دانشگاهی و حوزوی داخلی)، فصلنامه فرهنگ در دانشگاه اسلامی ۲۵، سال هفتم، شماره چهارم. تهران.
  • همایون، محمد هادی؛ جعفری هفتخوانی، ۱۳۸۷، درآمدی بر مفهوم و روش سیاست گذاری فرهنگی درس هایی برای سیاست گذاران، فصلنامه اندیشه مدیریت راهبردی دانشگاه امام صادق، تهران.
  • اشتریان، کیومرث، ۱۳۸۱، روش سیاست گذاری فرهنگی، کتاب آشنا، تهران.
  • حسین لی، رسول ،۱۳۷۹، مبانی و اصول سیاست فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران (مجموعه مقالات)، نشرآن، تهران.
  • اجلالی، پرویز، ۱۳۷۹، سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی در ایران، نشر آن، تهران.
  • اصلان زاده، فاطمه، ۱۳۹۴، تحلیل سیاستگذاری فرهنگی، با تاکید برنظریه کنش ارتباطی هابرماس، فصلنامه علوم خبری، شماره ۱۴، تهران.
  • گیدنز، آنتونی، ۱۳۸۲، جامعه شناسی، مترجم: منوچهر صبوری، نشر نی. تهران.
  • هانتینگتون، ساموئل؛ هریسون، لارنس، ۱۳۸۸، اهمیت فرهنگ، مترجم: انجمن توسعه مدیریت ایران، نشر شرکت چاپ و نشر بین الملل (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)، تهران.
  • فروید، زیگموند ،۱۳۹۲، تمدن و ملالت‌های آن، ترجمه محمد مبشری، تهران.
  • کوزر، لوئیس، ۱۳۸۷ زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، نشر علمی، تهران.
  • دراکر، پیتر، ۱۳۹۲، نوآوری و کارآفرینی، ترجمه علی حسین کشاورزی، انتشارات سازمان سمت، تهران.

 

منابع لاتین

  • Tylor, E. B. 1871, Primitive Culture: Researches into the Development of Mythology,Philosophy, Religion, Language, Art and Custom , London, J. Murray.
  • Sumner, William G. 1906. Folkways: A Study of the Sociological Importance of Usages, Manners, Customs, Mores, and Morals . New York: Ginn and Co.
  • Swoyer, Chris. 2003. “The Linguistic Relativity Hypothesis .” In The Stanford Encyclopedia of Philosophy, edited by E. N. Zalta, Winter. Retrieved May 5, 2011
  • UNESCO2009. The UNESCO Framework for Cultural Statistics . General Conference, 35th session., 18 September .
  • Peter Burke, What is Cultural History, 2004, Polity Press,Cambridge.
  • Girard , Augustin,1972, Cultural development: experiences and policies ,
  • Webster's World of Cultural Democracy ,2001.
  • Perrin,Thomas. Delvainquiere, Jean-Cédric. Guy, Jean-Michel, November 2016,
  • Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe-France.
  • Harding , Tobias .November 2016, Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe- Sweden.
  • Dallas, Constantinos. 2013, Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe- Greece .
  • Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe - Itayl.2016.
  • Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe-Russian Federation. 2013.
  • 2018 , Global Report, UNESCO Office in Brazil .
  • The Future of EU Foreign Policy,2011, A brief outlook of cultural policies - challenges and importance (with case of Serbia), A Forum for Young Leaders, Berlin.
  • Kawashima, Nobuko,2018, The Development of Art Projects in Japan: Policy and Economic Perspectives , Field A journal of socially-engaged art critism.
  • June, 2015.. Cultural Policy: A Failure of Leadership.
  • Jafa,Navina. 2018, Heritage Monuments Need Preservation and Management Policies Before Adoption .
  • Bender,Yuri r.9March2018, Succession planning presents a cultural challenge in China , Financial Times.
  • 2016, Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe-Italy .
  • ۲۰۱۱ , Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe - United Kingdom.
  • 2015, Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe- Spain.
  • 2013, Compendium of Cultural Policies and Trends in Europe- Russia .
  • Costa,Magnólia .2015, Southern Landscape, Brazilian Scene, and Museum Action , I COFOM study series.
  • Korad Birkiye, Selen.2009, Changes in the cultural policies of Turkey and the AKP's impact on social engineering and theatre.
  • K Mandal, Sumit. December 2008, The National Culture Policy and Contestation over Malaysian Identity.
  • 2009. Kennedy Campbell, James. Recognition and Respect: Globalization Culture and Malaysian Education.
  • https://ifacca.org/en/themes/current-issues-cultural-policy .
  • Spadaro, Rosario. April 2002, European Opinion Research Group ,EEIG European Commission, Eurostat. Brussels.
  • UNESCO’s Global Report 2018 “Re / Shaping Cultural Policies”
  • Foote, John A. 2003, Federal Cultural Policy in Canada , Department of Canadian Heritage.
  • Di Federico, Elena. Hunyadi, Zsuzsanna. Inkei, Péter.2013, Governance of Culture Promoting Access to Culture .

[۱] Cultural history

[2] Cultural Studies

[3] Critical theory

[4] Cultural policy making

[5] Augustin Girard

[6] Cultural development: experiences and policies


نظر شما :